دوشنبه ۵ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۸:۱۳
جریان نفاق در جهان امروز؛ بازشناسی الگوی قرآنی در رفتار استکبار

حوزه / بازخوانی منطق نفاق در گفتمان قرآنی و علوی نشان می‌دهد نفاق تنها یک دوگانگی اخلاقی فردی نیست، بلکه در عرصه سیاست جهانی به سازوکاری برای اضلال، اغوا و عداوت علیه جبهه حق تبدیل شده است؛ سازوکاری که در رفتار آمریکا و صهیونیسم جهانی نمود آشکار دارد.

به گزارش خبرگزاری حوزه، نفاق در گفتمان قرآنی و علوی، صرفاً یک دوگانگی اخلاقی ساده نیست، بلکه سازوکاری پیچیده برای فریب، انحراف و ضربه‌زدن به جبهه حق است. این پدیده گاه از سطح یک صفت فردی فراتر می‌رود و به یک الگوی رفتاری در سیاست جهانی تبدیل می‌شود. بر این اساس، در اندیشه رهبر شهید(قدس سره)، سردمداران آمریکا و صهیونیسم جهانی نه فقط دشمنان سیاسی، بلکه مصداق کامل نفاق معرفی می‌شوند؛ زیرا از یک‌سو در گفتار مدعی ارزش‌های انسانی‌اند و از سوی دیگر در عمل، به جنگ، اشغال، تحریم، تحریف و فساد دامن می‌زنند (خامنه‌ای، بی‌تا: ۲۰/۲۷؛ ۴۴/۶۴).

در نگاه رهبر شهید(قدس سره)، نفاق صرفاً به معنای اظهار ایمان و کتمان کفر نیست، بلکه ایشان نفاق را مفهومی فراتر از دایره دین‌داریِ فردی می‌دانند؛ مفهومی که در آن، میان ادعا و رفتار، ظاهر و باطن، و شعار و عمل، شکافی آگاهانه وجود دارد. از این‌رو، اگر قدرتی در ظاهر از آزادی، حقوق بشر، صلح و امنیت سخن بگوید، اما در واقعیت، عامل اصلی بی‌ثباتی و ظلم باشد، می‌توان آن را در گفتمان قرآنی و علوی در شمار منافقان قرار داد. بر همین اساس است که معظم‌له از تعبیرهایی مانند نفاق عظیم و منافق کامل برای سران آمریکا و صهیونیسم جهانی استفاده می‌کنند (همو، ۱۴۰۱: ۱۲۹؛ خامنه‌ای، بی‌تا: ۴۴/۶۴).

در این تحلیل، سه مؤلفه اصلی برای نفاق برجسته می‌شود: اضلال، اغوا و عداوت. به این معنا که جریان نفاق، هم گمراه و گمراه‌کننده است، هم باطل را می‌پوشاند و آن را زیبا جلوه می‌دهد، و در نهایت، دشمنی خود را با حق و اهل حق به‌صورت پنهان یا آشکار دنبال می‌کند. این سه نشانه، شالوده اندیشه امام شهید(قدس سره) درباره نفاق عظیم در جهان معاصر را شکل می‌دهند.

۱. اضلال (گمراه‌سازی افکار عمومی)

نخستین نشانه، اضلال است؛ یعنی جریان‌سازی برای گمراه‌کردن افکار عمومی و منحرف‌ساختن ملت‌ها از مسیر حق و حقیقت. در نهج‌البلاغه، امیرالمؤمنین(ع) منافقان را «الضالّون المُضلّون» می‌خوانند؛ یعنی کسانی که خود در ضلالت‌اند و دیگران را نیز به گمراهی می‌کشانند. در بیانات امام شهید(قدس سره)، آمریکا و صهیونیسم بین‌الملل دقیقاً همین نقش را بر عهده دارند. ایشان این نظام مستکبر را مظهر فساد اخلاقی، تباهی نسل‌ها و گمراهی بشر می‌دانند و آن را در تقابل مستقیم با اسلام و مقاومت معرفی می‌کنند (خامنه‌ای، بی‌تا: ۲۹/۱۹).

از این منظر، نفاق فقط در پوشش دینی رخ نمی‌دهد؛ بلکه هر جا قدرتی با چهره‌ای به‌ظاهر خیرخواهانه وارد شود اما خروجیِ کارکردش فساد و انحراف باشد، با نوعی نفاق روبه‌رو هستیم.

۲. اغوا (فریب‌کاری و بزک‌کردن باطل)

دومین نشانه، اغوا است؛ یعنی فریب‌کاری، بزک‌کردن باطل و ارائه چهره‌ای جذاب از رفتارهای ضدانسانی. در نهج‌البلاغه، این ویژگی منافقان با تعبیرهایی مانند «یَصِفُونَ فَیُمَوِّهُونَ» (توصیف می‌کنند و حق‌نما جلوه می‌دهند) و نیز «یَتَلَوَّنُونَ أَلواناً» (به رنگ‌های گوناگون درمی‌آیند) توصیف شده است. در این رابطه، قرآن کریم اهل کتاب را به سبب تلبیس حق به باطل نکوهش می‌کند (آل‌عمران/۷۱) و از رنگ‌به‌رنگ شدن و تلون مزاج آن‌ها در طول یک روز خبر می‌دهد (آل‌عمران/۷۲).

در همین راستا، امام شهید(قدس سره) این ویژگی‌ها را در سطح رسانه و سیاست بین‌الملل برجسته می‌کنند؛ جایی که دشمن با کمک رسانه و هنر، باطل‌ترین سیاست‌ها را در ذهن مردمْ حق جلوه می‌دهد (خامنه‌ای، بی‌تا: ۳۰/۱۸). از سوی دیگر، دشمن در مذاکرات بین‌المللی ثبات رویه نداشته و با عهدشکنی و تلوّن در مواضع خود نشان می‌دهد که برای نیل به اهداف پلیدش به‌راحتی از اصول و تعهدات عدول می‌کند (خامنه‌ای، بی‌تا: ۳۷/۲۴۲). در این چارچوب، آمریکا و صهیونیسم جهانی با شعارهایی مانند دموکراسی، صلح و حقوق بشر ظاهر می‌شوند، اما در عمل، اشغال، تحریم، ترور و جنگ را پی می‌گیرند؛ و این همان اغواگریِ منافقانه است: ظاهری انسانی و باطنی حیله‌گر و ویرانگر.

اغوا در این منظومه فکری، تنها به ابزار رسانه محدود نمی‌شود، بلکه در تولید نسخه‌های بدلی از سیاستِ حق‌محور اسلام نیز خود را نشان می‌دهد. ساخت جریان‌های جعلی و انحرافی به نام اسلام، یا پشتیبانی از گروه‌هایی که ظاهری دینی دارند اما کارکردشان تخریب چهره اسلام است، نمونه روشن این سیاست منافقانه است. رهبر انقلاب درباره گروه‌های تکفیری و نسخه‌های جعلی از حکومت اسلامی، مانند داعش و طالبان، تصریح می‌کنند که این‌ها محصول سیاست‌های استکباری‌اند تا پرچم اسلام‌خواهی از دست ملت‌های مسلمان خارج شود (خامنه‌ای، بی‌تا: ۴۲/۱۸؛ ۲۶/۸). این نیز مصداق دیگری از نفاق است؛ چرا که باطل را در پوشش حق عرضه می‌کند.

۳. عداوت (دشمنی فعال و مستمر)

سومین نشانه، عداوت است؛ یعنی دشمنی سازمان‌یافته و پیوسته با جبهه حق. در خطبه منافقینِ نهج‌البلاغه، امیرالمؤمنین(ع) آنان را کسانی معرفی می‌کنند که «یَعْمِدُونَکُمْ بِکُلِّ عِمادٍ، وَ یَرْصُدُونَکُمْ بِکُلِّ مِرْصادٍ»؛ یعنی با هر ابزاری به شما ضربه می‌زنند و در هر کمین‌گاهی در کمین شما هستند. در قرآن کریم نیز عداوت به‌عنوان تمام ماهیت اهل نفاق معرفی شده است: ﴿هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْهُمْ﴾ (منافقون/۴)؛ و به‌خصوص از دشمنی سرسختانه یهود (در گذشته و حال) خبر داده است: ﴿أَشَدَّ النَّاسِ عَداوَةً لِلَّذِینَ آمَنُوا الْیَهُودُ﴾ (مائده/۸۲).

در خوانش امام شهید(قدس سره) نیز آمریکا و صهیونیسم جهانی صرفاً رقبای سیاسی نیستند، بلکه دشمنانی عنودند که هدفشان تضعیف، تحقیر و در نهایت نابودی استقلال و هویت ملت‌های مسلمان است. ایشان صهیونیسم را غده سرطانی و آمریکا را کارگزار و شریک جرم آن معرفی می‌کنند (خامنه‌ای، بی‌تا: ۳۹/۳۷؛ ۱۴/۲).

این عداوت در رفتارهای عینی به‌خوبی مشهود است: اشغال فلسطین، حمایت از جنایات صهیونیست‌ها، جنگ‌افروزی در منطقه، تحریم ملت‌ها، عملیات رسانه‌ای برای تحقیر ملت ایران، و حتی توجیه جنایت با ادبیات انسان‌دوستانه. رهبر شهید(قدس سره) درباره بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی نیز همین منطق نفاق‌آمیز را مورد توجه قرار می‌دهند:

آمریکایی‌ها مدعی‌اند با انفجار بمب اتمی، جنگ جهانی دوم را پایان دادند و جلوی کشته‌شدن دو میلیون نفر را گرفتند؛ این در حالی است که جنایتی هولناک (کشتن حدود دویست هزار نفر) را به نام خدمت و انسان‌دوستی مرتکب شدند (خامنه‌ای، بی‌تا: ۳۵/۴۴). این همان نفاق سیاسی در سطح جهانی است؛ یعنی ارتکاب شرارت در لباس خیرخواهی.

نتیجه

از مجموع این نشانه‌ها روشن می‌شود که در اندیشه سیاسی امام شهید(قدس سره)، نفاق آمریکا و صهیونیسم جهانی یک نفاق کامل است؛ زیرا هر سه رکن اصلی یعنی گمراه‌سازی، فریب‌کاری و دشمنی فعال را در خود دارد. این نفاق، برخلاف نفاق فردی و غیرتشکیلاتی، در قالب یک شبکه سازمان‌یافته از قدرت، رسانه، سیاست و نظامی‌گری عمل می‌کند. به همین دلیل، رهبر شهید انقلاب(قدس سره) از نفاق عظیم سخن می‌گویند؛ نفاقی که نه در گوشه‌ای از جامعه، بلکه در مرکز تصمیم‌گیری و مهندسی افکار عمومی جهان خیمه زده است (خامنه‌ای، ۱۴۰۱: ۱۲۹؛ خامنه‌ای، بی‌تا: ۴۱/۴۲).

در نهایت، نشانه‌شناسی نفاق در منظومه فکری امام شهید، ما را به این جمع‌بندی می‌رساند که آمریکا و صهیونیسم جهانی فقط دشمنانی آشکار نیستند، بلکه مصداق کامل نفاقی‌اند که با ابزارهای نوین قدرت و رسانه، در پی ضربه‌زدن به جبهه حق هستند. از این‌رو، شناخت نفاق در این سطح، بحثی صرفاً نظری نیست، بلکه مقدمه‌ای واجب برای بصیرت سیاسی و مقاومت عملی است. قرآن کریم نیز راه رویارویی با چنین جبهه‌ای را روشن کرده است:

﴿إِنْ تَصْبِرُوا وَتَتَّقُوا لا یَضُرُّکُمْ کَیْدُهُمْ شَیْئاً﴾ (آل‌عمران/۱۲۰)

به این معنا که اگر صبر و تقوا پیشه کنید، این دشمنان عنود با همه امکانات و توانمندی‌هایی که برای خود فراهم کرده‌اند، هیچ آسیبی نمی‌توانند به شما برسانند (همان: ۴۰/۲). بدیهی است یکی از جلوه‌های برجسته صبر و تقوا در میدان مقابله با منافقان مستکبر، پذیرش ولایت معصوم(ع) و پایداری تحت زعامت و رهبری جانشینان برحق ایشان است.

پی‌نوشت:

خامنه‌ای، سید علی، (بی‌تا). بیانات، بی‌جا، بی‌نا.

خامنه‌ای، سید علی، (۱۴۰۱). تفسیر سوره بقره، تهران: انتشارات انقلاب اسلامی.

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha